خرید بک لینک
بسم الله "دغدغه های فرهنگی" کتابی که فهمِ تفاوتِ دغدغه های آقا و حزب اللهی ها را آسان می کند! سطر به سطرش را می خواندم و به این فکر می کردم اتمسفری که بچه حزب اللهی ها در آن زندگی می کنند چقدر با دغدغه های آقا فاصله دارد! یک نمونه اش همین موضوع فراماسونری که سال ها دغدغه اش را داشتند! دغدغه ای که پای ثابت سخنرانی ها و همایش ها بود و یک عالم پول خرجش شد، ولی هیچ گاه در کلام آقا نمود پیدا نکرد! از سال ٦٨ تا به حال #دشمن پرتکرارترین کلیدواژه ی آقا بوده، و من هرچه فکر می کنم نمی فهمم ما چطور به این نتیجه رسیدیم که دشمن یعنی همان ماسون ها و گروه های شیطان پرستی!!! ما جنس حرف ها و انتقادها و کارهایمان از جنس همان حرف ها و انتقادها و کارهای ١٥ سال پیش است! ما سالهاست داریم با یک رویه جلو می رویم! و تلخ تر اینکه نمی خواهیم قبول کنیم که، اگر بخواهیم در وضعیت فرهنگی کشور تغییری ایجاد کنیم لازمه اش این است که جریان نقدخودمان را بازنگری کنیم! کاش زودتر بفهمیم.... کاش آن روز دیر نباشد...

برچسب: دغدغه های فرهنگی,دغدغه های فرهنگی مقام معظم,دغدغه های فرهنگی حضرت آقا, نویسنده: بنیامین عباسیان تاريخ: جمعه 17 دی 1395 ساعت: 21:25

بسم الله شاید از وقتی تند تند نوشتنو گذاشتم کنارو همه ی حرفامو چپوندم توو این مغز بدبخت، ذهنم این جوری قفل کرد.... شاید از وقتی تصمیم گرفتم ادای آدمای قویا رو در بیارمو اشک نریزم اینجوری شیکستم.... شاید... شاید... شاید... این روزای سخت.... این روزای تلخ.... این روزای پرِ دلشوره.... این روزا خییییلیییی سخت می گذره.... از ٢٤ ساعت نصفشو می خوابم فقط برا اینکه از فکر و خیال خودمو نجات بدم! کاش می شد کل ٢٤ ساعتو بخوابم! اصن کاش می شد اونقدر بخوابم که وقتی بیدار می شم این روزای لعنتی تموم شده باشن! یه جوری همه چی ریخته بهم که خودمم نمی دونم از کجا باید شروع کنم مرتب کردنشو..... اصل حرف اینه که این روزا روح ندارن! خدایا حواست هست؟

برچسب: نگفته ایم و ندانی که چیست در دل ما, نویسنده: بنیامین عباسیان تاريخ: جمعه 17 دی 1395 ساعت: 21:25

بسم الله نه که نخوام ولی وقتی بیشتر از یه ثانیه به بچه های کار که گوشه ی خیابون دارن فال می فروشن نگاه می کنم دیگه دلم نمیاد ازشون بگذرم.... حتی اگه چن چندین قدم رفته باشم.... برمیگردم.... با یه بغضی بهشون نگاه می کنم و سعی می کنم درشت ترین اسکناسی که توو کیفمه رو بدم بهشون.... نیاید بگید کمک به ظلمه ست و اینا باندن و اینا! خودم اینا رو می دونم! تا تهشم می دونم! ولیییی دلم طاقت نمیاره.... حکومت به دلِ منم فک می کنه؟ به این که دلم نمی خواد اونقدر از کنارِ اینا بی تفاوت بگذرم که مهربونی یادم بره، که دلم بشه مثه یه تیکه سنگ! حکومت به بار روانی ای که دیدنِ این طفلکیا برا آدم ایجاد می کنه، فک می کنه؟ خدا.... خودت یه رحمی به این طفل معصوما بکن.... همین!

برچسب: یا دهر اف لک من خلیل,يا دهر اف لک من خلیلی,يا دهر أف لك من خليل, نویسنده: بنیامین عباسیان تاريخ: جمعه 17 دی 1395 ساعت: 21:25

بسم الله همیشه یاد گرفته ام که آدم ها را ببخشم، همه را، حتی آن که در حقم نامردی کرده، حتی تر آن که با آبرویم بازی کرده! هرسال شب قدر یک خروار اسم جلوی چشمم رژه می روند و روی هرکدامشان یک ساعت فکر می کنم، بغض می کنم، آه می کشم و آخر سر گردن کج می کنم و می گویم، خداجان! به حرمت این امام زاده که به نامِ پسرِ ارباب است و به حرمت این پونصد و بیست و چند شهید بخشیدم. دیگر صاف و صوف کردنِ ته ته دلم با توست. و از همان لحظه تمام تلاشم را می کنم که فراموششان کنم. اسمشان را، خاطراتشان را، مدل حرف زدنشان را، لبخندشان را.... به همین موازات؛ رفتار آدم ها را هم زود فراموش می کنم، یعنی در واقع اول رفتارشان را فراموش می کنم بعد می بخشمشان! اما نمی دانم چه حکمتی ست که هرسال بین هزاران هزار رفتار ناهنجاری که از اطرافیانم می بینم بعضی هایشان حک میشوند توی مغزم. و پاک نمی شوند که نمی شوند! قبلتر ها فکر می کردم چون به خاطر آن رفتار خیلی آزار دیده ام نمی توانم فراموش کنم اما امشب، به یک کشف جدید رسیدم! آن دسته از بس که غیرقابل هضم بودند فراموشم نشده! و می دانم که ٥٠ سال هم بگذرد باز این رفتارها برایم غیرقابل

برچسب: اعوذ بالله من الشيطان الرجيم,اعوذ بالله من الشيطان,اعوذ بالله من قهر الرجال, نویسنده: بنیامین عباسیان تاريخ: جمعه 17 دی 1395 ساعت: 21:25

بسم الله

گاهى جرعه اى از صدایش زمستان را بهار مى کند.

گاهى نبودن همین یک جرعه بهار را جهنم......

برچسب: چه کرده ای تو با دلم,چه کرده ای تو با دلم که از تو پیش دیگران,چه کرده ای تو با دلم که از تو پیش, نویسنده: بنیامین عباسیان تاريخ: جمعه 17 دی 1395 ساعت: 21:25

بسم الله در زندگی اتفاق هایی می افتد که علی رغم میل توست، که دوستشان نداری، که زمین و زمان را به هم می دوزی که جلوی اتفاق افتادنشان را بگیری، که حالت بد می شود از تداعی کردنشان. اتفاق هایی که بعد از به وقوع پیوستشان دیگر هیچ چیز شبیه قبل تر هایش نمی شود. نمی شود که نمی شود که نمی شود! بزرگ شدن، پخته شدن، جا افتاده شدن، عاقل شدن، قوی شدن، هزینه دارد... آن هم گزاف! هزینه اش همین تلخی های روزگار است. از دست دادن رفیق ها، از دست دادن موقعیت های شغلی، تنزل درجه های مختلف از علمی یا خانوادگی، و و و و و...... این ها همه بخشی از آن هزینه هاست. و تو باید یاد بگیری که قوی باشی، که بپذیری، که تحمل کنی، که مدیریت کنی. باید یاد بگیری که همیشه در گوشه و کنار اتفاقات تلخ مشغولِ ساختنِ آینده باشی. آینده ای که قشنگ است. آینده ای که آرامش دارد، که حسِ خوبِ مفید بودن دارد، که خوشحالی دارد. حالا من در ٢٢ سالگی به تمام هزینه هایی که در این ٣سال دادم فکر می کنم و اگرچه تداعی شان حالم را بد می کند اما ته دلم یک حس خوشحالی دارم. یک حس بُرد. من این ٣سالِ پر از تلخی و سختی و شکست را هرگز با یک ٣سالِ آرام و بی

برچسب: من لی غیرک هلالی,من لی غیرک,من لی غیرک بنی فاطمه, نویسنده: بنیامین عباسیان تاريخ: جمعه 17 دی 1395 ساعت: 21:25

بسم الله همیشه سعی کرده ام در بدترین شرایط هم حفظ ظاهر کنم، برایم مهم بوده که با حالِ بدم حالِ خوبِ بقیه را خراب نکنم! شاید به خاطر همین است که توی مدرسه و دانشگاه همه فکر می کنند من یک آدم بی دردم! این روزها اما همه با بهت نگاهم می کنند! روی سرِ تک تک شان یک علامت سوال بزرگ هست که هر روز بزرگ و بزرگ تر می شود! این حجم از بی حوصلگی، دل زدگی و غم برایشان غیرقابل باور است! از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان حال این روزهایم را خودم هم دوست ندارم! یعنی راستش را بخواهید حالم از خودم به هم می خورد! شده ام مثل ماشینی که هم بنزین تمام کرده هم پنچر است هم باتری اش تمام شده هم رادیاتورش سوراخ شده هم جوش آورده هم.... نه جانی برا ادامه دادن دارم نه دلخوشی ای برای سر و سامان دادن! خدایا حواست هست؟ قربان مرامت خداجان!

برچسب: مپرس حال مرا روزگار یارم نیست,مپرس حال مرا روزگار يارم نيست, نویسنده: بنیامین عباسیان تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 18:46

بسم الله اوج انتخابات هم که باشد، همیشه در مقابل بحث های سیاسی ای که برخواسته از جو و تنش است سکوت می کنم! یعنی خودم را ملزم می کنم به سکوت! بحث سیاسی باید برخواسته از ادب و علم باشد! اما وقتی بچه های مثلا حزب اللهی شروع می کنند به تحلیل صحبت های #آقا و نظریه پردازی می کنند و تز می دهند به خودم اجازه ی سکوت نمی دهم! ولی باز هم کششِ جدل ندارم همیشه ی همیشه توصیه می کنم سر جدتان بروید یک بار هم که شده سایت #آقا را ببینید، خوب بخوانید، با دقت! نکته ها را یادداشت کنید، درشت و خوانا! به جانِ عزیزان خدا خیلی خوشحال می شود! نمونه اش همین بحث اقتصاد مقاومتی! انگار همه ی مشکل اقتصادِ ما با خرید گوشی جی ال ایکس و محصولات پارس خزر و خمیردندان داروگر حل می شود! و از آن بدتر انگار معنای اقتصاد مقاومتی این است! من این را توهین تلقی می کنم! توهین به شعورم، به تفکرم، به رهبرم! حزب اللهی نماها شما را به جان عزیزتان بیشتر از این برای #آقا و کشور هزینه نتراشید! سکوت همیشه چیز خوبی بوده و هست :))) با تشکر!

برچسب: سر خم می سلامت شکند اگر سبوئی,سر خم می سلامت بشکست اگر سبویی,سر خم می سلامت اصفهانی, نویسنده: بنیامین عباسیان تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 18:46

صفحه بندی